MeetLand Forums
 

ثبت نام فوری
نام کاربری: گذرواژه: تکرار گذرواژه: ایمیل: تکرار ایمیل:
  موافقم با قوانین سایت 

پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع
قدیمی Saturday 11 June 2011, 21:59   #1
ArcadeLand Admin
Spider Jump Champion Xtreme Invaders Champion X Training Champion Twiddle Stix Champion Crazy Cars Champion Crazy Koala Champion Mystery Science Torture 3000 Champion Fly Eatin Champion
 
KING 21 BOY آواتار ها
KING 21 BOY Sergeant Major
 


جنسیت:

تاریخ عضویت: Feb 2003
محل سکونت: در پرواز عقاب ؛ تصویر ورطه نمی افتد!
نوشته ها: 4,756
Total 'Thanks' Received by This User :
10 For This Post
4,912 مجموع
بگذار بیگانگان سخن بگویند...

ترجمه شعر از شاعران غیر ایرانی
__________________
نه لخت پلیکانت را سر رستاخیز است بر لبانم
نه بر جای جایِ سوخته ی این عروج مزمنت، گـــُــلی ست ماندگار، ز دستم تخدیر وار
حضور من اکنون چونان شاهین است بر ترازو
نه سر پروازی، نه وا کنای نماندنی بر جای

دیگر عشق هم نمیداند، من از فروغ روی تو برخاستم، نه از صلابت نگارگران
من از طلاگونه ی نامت، نه از غلظتی که بر جان عزیزان ریخت
من از جان تو برخاستم، نه از افسار بیگانه ی خدایان
من از چشم تو برخاستم، نه از بهین نامه ای که بر نام جهل گشاد، نه از دلشنگی مداوم مرگ بی قرار
دیگر عشق هم نمیداند من از فروغ روی تو برخاستم، که دیگر میل بازتابش نیست
دیگر بر گنجینه ی دانایان لگام پُر سری نمایان است
دیگر مرگ خفته است، دیگر مرگ خفته هم نمی داند که من از شور تو برخاستم
از انعکاس حضور تو
KING 21 BOY offline است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usShare on Facebook
پاسخ با نقل قول
Who Said Thanks:
PinkFloyd (Monday 1 August 2011), SPINOZA (Wednesday 27 July 2011), kakasia66 (Wednesday 20 July 2011), nima2wc (Friday 8 July 2011), GREEDY (Friday 8 July 2011), Asasi (Thursday 30 June 2011), سوفی (Friday 24 June 2011), baharezard (Friday 24 June 2011), sadafi (Sunday 12 June 2011), Anonymous (Sunday 12 June 2011)
قدیمی Saturday 11 June 2011, 22:01   #2
ArcadeLand Admin
Spider Jump Champion Xtreme Invaders Champion X Training Champion Twiddle Stix Champion Crazy Cars Champion Crazy Koala Champion Mystery Science Torture 3000 Champion Fly Eatin Champion
 
KING 21 BOY آواتار ها
KING 21 BOY Sergeant Major
 


جنسیت:

تاریخ عضویت: Feb 2003
محل سکونت: در پرواز عقاب ؛ تصویر ورطه نمی افتد!
نوشته ها: 4,756
Total 'Thanks' Received by This User :
9 For This Post
4,912 مجموع

کم کم تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست
و زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت.

اینکه عشق تکیه کردن نیست
و رفاقت، اطمینان خاطر

و یاد میگیری که بوسه ها قرارداد نیستند
و هدیه ها، عهد و پیمان معنی نمیدهند.
و شکستهایت را خواهی پذیرفت

سرت را بالا خواهی گرفت با چشمهای باز
با ظرافتی زنانه و نه اندوهی کودکانه

و یاد میگیری که همه ی راههایت را هم امروز بسازی
که خاک فردا برای خیال ها مطمئن نیست

و آینده امکانی برای سقوط به میانه ی نزاع در خود دارد
کم کم یاد میگیری
که حتی نور خورشید میسوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری.

بعد باغ خود را میکاری و روحت را زینت میدهی
به جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.

و یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی…
که محکم هستی…
که خیلی می ارزی.
و می آموزی و می آموزی
با هر خداحافظی
یاد میگیری



از : خورخه لوئیس بورخس


اون دو خط اولش اندازه یه دیوان معنی داره! شاهکاره یه مفهوم به این عمق رو اینقدر ساده بگی
KING 21 BOY offline است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usShare on Facebook
پاسخ با نقل قول
Who Said Thanks:
PinkFloyd (Monday 1 August 2011), kakasia66 (Wednesday 20 July 2011), nima2wc (Friday 8 July 2011), GREEDY (Friday 8 July 2011), Asasi (Thursday 30 June 2011), سوفی (Friday 24 June 2011), baharezard (Friday 24 June 2011), sadafi (Sunday 12 June 2011), Anonymous (Sunday 12 June 2011)
قدیمی Friday 24 June 2011, 21:37   #3
Registered User
 
baharezard آواتار ها
baharezard Master Sergeant
 


جنسیت:

تاریخ عضویت: Sep 2006
محل سکونت: توی دست پاییزی باد
نوشته ها: 1,850
Total 'Thanks' Received by This User :
8 For This Post
2,517 مجموع
به آرامی آغاز به مردن ميكنی
اگر سفر نكنی،
اگر كتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نكنی.

به آرامی آغاز به مردن ميكنی
زماني كه خودباوري را در خودت بكشی،
وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند.

به آرامي آغاز به مردن ميكنی
اگر برده‏ی عادات خود شوی،
اگر هميشه از يك راه تكراری بروی …
اگر روزمرّگی را تغيير ندهی
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنی،
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.

تو به آرامی آغاز به مردن مي‏كنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سركش،
و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامیدارند،
و ضربان قلبت را تندتر ميكنند،
دوری كنی . .. .،

تو به آرامی آغاز به مردن ميكنی
اگر هنگامی كه با شغلت، يا عشقت شاد نيستی، آن را عوض نكنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی،
اگر ورای روياها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
كه حداقل يك بار در تمام زندگي‏ات
ورای مصلحتانديشی بروی . . .
-
امروز زندگی را آغاز كن!
امروز مخاطره كن!
امروز كاری كن!
نگذار كه به آرامی بميری!
شادی را فراموش نكن.

پابلو نرودا
__________________
چگونه ایمان خود را به عدالت از دست بدهم هنگامی که رویای خفتگان بر روی پر زیباتر از رویای خفتگان بر روی خاک نیست؟!
baharezard offline است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usShare on Facebook
پاسخ با نقل قول
Who Said Thanks:
PinkFloyd (Monday 1 August 2011), Anonymous (Wednesday 27 July 2011), kakasia66 (Wednesday 20 July 2011), nima2wc (Friday 8 July 2011), GREEDY (Friday 8 July 2011), KING 21 BOY (Thursday 30 June 2011), sadafi (Saturday 25 June 2011), سوفی (Friday 24 June 2011)
قدیمی Wednesday 29 June 2011, 12:52   #4
Registered User
 
PinkFloyd آواتار ها
PinkFloyd Sergeant Major
 


جنسیت:

تاریخ عضویت: Mar 2002
نوشته ها: 15,556
Total 'Thanks' Received by This User :
7 For This Post
4,728 مجموع
دلدار من با این شتاب به کجا میگریزی؟
مگر نمی دانی که عشاق در پایان راه به هم میرسند؟
بر این راز هرکس که فرزند پدرش باشد آگاه است.

ویلیام شکسپیر
__________________
Last Goodbye

ویرایش توسط PinkFloyd : Thursday 30 June 2011 در ساعت 00:36
PinkFloyd offline است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usShare on Facebook
پاسخ با نقل قول
Who Said Thanks:
Anonymous (Wednesday 27 July 2011), kakasia66 (Wednesday 20 July 2011), nima2wc (Friday 8 July 2011), GREEDY (Friday 8 July 2011), Asasi (Thursday 30 June 2011), KING 21 BOY (Thursday 30 June 2011), sadafi (Wednesday 29 June 2011)
قدیمی Thursday 30 June 2011, 11:43   #5
ArcadeLand Admin
Spider Jump Champion Xtreme Invaders Champion X Training Champion Twiddle Stix Champion Crazy Cars Champion Crazy Koala Champion Mystery Science Torture 3000 Champion Fly Eatin Champion
 
KING 21 BOY آواتار ها
KING 21 BOY Sergeant Major
 


جنسیت:

تاریخ عضویت: Feb 2003
محل سکونت: در پرواز عقاب ؛ تصویر ورطه نمی افتد!
نوشته ها: 4,756
Total 'Thanks' Received by This User :
8 For This Post
4,912 مجموع


مدوسا
(Medusa)



مجالی نیست تا برای گیسوانت جشنی بپا کنم
که گیسوانت را یک به یک
شعری باید و ستایشی

دیگران
معشوق را مایملک خویش می پندارند
اما من
تنها می خواهم تماشایت کنم

در ایتالیا تو را مدوسا صدا می کنند
(به خاطر موهایت)
قلب من
آستانه ی گیسوانت را ، یک به یک می شناسد
آنگاه که راه خود را در گیسوانت گم می کنی

فراموشم مکن !
و بخاطر آور که عاشقت هستم
مگذار در این دنیای تاریک بی تو گم شوم
موهای تو
این سوگواران سرگردان بافته
راه را نشانم خواهند داد
به شرط آنکه ، دریغشان مکنی



-----------------------------------
KING 21 BOY offline است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usShare on Facebook
پاسخ با نقل قول
Who Said Thanks:
PinkFloyd (Monday 1 August 2011), Anonymous (Wednesday 27 July 2011), kakasia66 (Wednesday 20 July 2011), nima2wc (Friday 8 July 2011), GREEDY (Friday 8 July 2011), baharezard (Saturday 2 July 2011), DarkPrincess (Thursday 30 June 2011), sadafi (Thursday 30 June 2011)
قدیمی Friday 8 July 2011, 16:33   #6
Registered User
 
baharezard آواتار ها
baharezard Master Sergeant
 


جنسیت:

تاریخ عضویت: Sep 2006
محل سکونت: توی دست پاییزی باد
نوشته ها: 1,850
Total 'Thanks' Received by This User :
6 For This Post
2,517 مجموع
به قاتلی دیگر
اگر جنین را سی روز مهلت داده بودی،
احتمال‌های دیگری بود:
شاید اشغال به پایان می‌رسید
و آن شیرخواره زمان محاصره را به یاد نمی‌آورد،
آن‌گاه چون كودكی سالم بزرگ می‌شد و به جوانی می‌رسید
و با یكی از دخترانت در یك كلاس،
درس تاریخ باستان آسیا را می‌خواند
شاید هم به تور عشق یكدیگر می‌افتادند،
شاید صاحب دختری می‌شدند
پس ببین چه كرده‌ای؟
حالا دخترت بیوه شده
و نوه‌ات یتیم
ببین بر سر خانواده در به درت چه آورده‌ای
و چگونه با یك تیر، سه كبوتر زده‌ای.


محمود درویش
baharezard offline است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usShare on Facebook
پاسخ با نقل قول
Who Said Thanks:
PinkFloyd (Monday 1 August 2011), Anonymous (Wednesday 27 July 2011), kakasia66 (Wednesday 20 July 2011), sadafi (Saturday 9 July 2011), nima2wc (Friday 8 July 2011), GREEDY (Friday 8 July 2011)
قدیمی Sunday 10 July 2011, 00:19   #7
ArcadeLand Admin
Spider Jump Champion Xtreme Invaders Champion X Training Champion Twiddle Stix Champion Crazy Cars Champion Crazy Koala Champion Mystery Science Torture 3000 Champion Fly Eatin Champion
 
KING 21 BOY آواتار ها
KING 21 BOY Sergeant Major
 


جنسیت:

تاریخ عضویت: Feb 2003
محل سکونت: در پرواز عقاب ؛ تصویر ورطه نمی افتد!
نوشته ها: 4,756
Total 'Thanks' Received by This User :
6 For This Post
4,912 مجموع
به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر سفر نکنی،
اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی.

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر برده‏ عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی،
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی،
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نکنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.

تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سرکش،
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند،
دوری کنی.

تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر هنگامی که با شغلت‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی،
که حداقل یک بار در تمام زندگیت
ورای مصلحت‌اندیشی بروی

پابلو نرودا
KING 21 BOY offline است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usShare on Facebook
پاسخ با نقل قول
Who Said Thanks:
PinkFloyd (Monday 1 August 2011), SPINOZA (Wednesday 27 July 2011), Anonymous (Wednesday 27 July 2011), kakasia66 (Wednesday 20 July 2011), baharezard (Sunday 10 July 2011), sadafi (Sunday 10 July 2011)
قدیمی Sunday 10 July 2011, 00:34   #8
Registered User
 
kakasia66 آواتار ها
kakasia66 Sergeant
 


جنسیت:

تاریخ عضویت: Nov 2008
محل سکونت: هر جايي كه بشه!
نوشته ها: 550
Total 'Thanks' Received by This User :
6 For This Post
1,199 مجموع
برای تو و خویش
چشمانی آرزو می‌كنم
كه چراغ‌ها و نشانه‌ها را
در ظلمات‌مان
ببیند.

گوشی
كه صداها و شناسه‌ها را
در بیهوشی‌مان
بشنود.

برای تو و خویش، روحی
كه این همه را
در خود گیرد و بپذیرد.

و زبانی
كه در صداقت خود
ما را از خاموشی خویش
بیرون كشد
و بگذارد
ار آن چیزها كه در بندمان كشیده است
سخن بگوییم.


مارگوت بیکل مترجم: شاملو
__________________
It is better to keep your mouth closed and let people think you are a fool than to open it and remove all doubt

پيش از شما

به سان شما

بی‌شمارها

با تار عنكبوت

نوشتند روی باد

كين دولت خجستهٔ جاويد زنده باد
kakasia66 offline است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usShare on Facebook
پاسخ با نقل قول
Who Said Thanks:
KING 21 BOY (Monday 1 August 2011), PinkFloyd (Monday 1 August 2011), Anonymous (Wednesday 27 July 2011), baharezard (Sunday 10 July 2011), SPINOZA (Sunday 10 July 2011), sadafi (Sunday 10 July 2011)
قدیمی Tuesday 19 July 2011, 09:45   #9
Registered User
 
baharezard آواتار ها
baharezard Master Sergeant
 


جنسیت:

تاریخ عضویت: Sep 2006
محل سکونت: توی دست پاییزی باد
نوشته ها: 1,850
Total 'Thanks' Received by This User :
6 For This Post
2,517 مجموع
از این همه در
یکی حتما واقعی است
یکی از این همه در
باید باز شود . . .
کاش کمکم می کردی تا لباس نمایش را در اورم . . .
کاش مرا از این صحنه بیرون می بردی
از این دکور سهمگین
با این همه در

فدریکو گارسیا لورکا
baharezard offline است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usShare on Facebook
پاسخ با نقل قول
Who Said Thanks:
KING 21 BOY (Monday 1 August 2011), PinkFloyd (Monday 1 August 2011), SPINOZA (Wednesday 27 July 2011), kakasia66 (Wednesday 20 July 2011), sadafi (Tuesday 19 July 2011), Anonymous (Tuesday 19 July 2011)
قدیمی Friday 22 July 2011, 16:53   #10
Registered User
 
baharezard آواتار ها
baharezard Master Sergeant
 


جنسیت:

تاریخ عضویت: Sep 2006
محل سکونت: توی دست پاییزی باد
نوشته ها: 1,850
Total 'Thanks' Received by This User :
4 For This Post
2,517 مجموع
می توانستم شاعری باشم
ولگرد قمارخانه های بوينس آيرس
محفل نشين خواب و زن و امضاء و
اعتياد.
نوحه سرای گذشته های مرده
گذشته های دور
گذشته های گيج.



اما تا کی... ؟



از امروز گفتن و
برای مردم سرودن
دشوار است،
و ما می خواهيم
از امروز و از اندوه آدمی بگوييم
و غفلتی عظيم
که آزادی را از شما ربوده است.



می توانستم شاعری باشم
بی درد، پرافاده، خودپسند،
پرده بردار پتيارگانی
که بر ستمديدگان ترس خورده
حکومت می کنند.



می دانم!
گلوله را با کلمه می نويسند،
اما وقتی که از کلمات
شقی ترين گلوله ها را می سازند،
چاره چريکی چون من چيست؟



کلمات
راهگشای آگاهی آدمی ست
و ما نيز
سرانجام
بر سرِ معنای زندگی متحد خواهيم شد:
کلمه، کلمه نجات!
مردم
ترانه ای از اين دست می طلبند.


چه گوارا
baharezard offline است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usShare on Facebook
پاسخ با نقل قول
Who Said Thanks:
KING 21 BOY (Monday 1 August 2011), PinkFloyd (Monday 1 August 2011), SPINOZA (Wednesday 27 July 2011), sadafi (Saturday 23 July 2011)
قدیمی Wednesday 27 July 2011, 13:25   #11
Registered User
 
HaDi_PoleStaR آواتار ها
HaDi_PoleStaR Sergeant Major
 


جنسیت:

تاریخ عضویت: Mar 2009
محل سکونت: وسطش !
نوشته ها: 3,443
Total 'Thanks' Received by This User :
6 For This Post
3,650 مجموع
اگر به خانه‌ی من آمدی

برایم مداد بیاور مداد سیاه
میخواهم روی چهره‌ام خط بکشم

تا به جرم زیبایی در قفس نیفتم

یک ضربدر هم روی قلبم تا به هوس هم نیفتم!

یک مداد پاک کن بده برای محو لبها

نمی خواهم کسی به هوای سرخیشان، سیاهم کند!

یک بیلچه، تا تمام غرایز زنانه را از ریشه درآورم

شخم بزنم وجودم را ... بدون اینها راحتتر به بهشت میروم گویا!

یک تیغ بده، موهایم را از ته بتراشم، سرم هوایی بخورد

و بی واسطه روسری کمی بیاندیشم!

نخ و سوزن هم بده، برای زبانم

میخواهم ... بدوزمش به سق

... اینگونه فریادم بی صداتر است!

قیچی یادت نرود،

میخواهم هر روز اندیشه‌هایم را سانسور کنم!

پودر رختشویی هم لازم دارم

برای شستشوی مغزی!

مغزم را که شستم، پهن کنم روی بند

تا آرمانهایم را باد با خود ببرد به آنجایی که عرب نی انداخت.

میدانی که؟ باید واقع‌بین بود !

صداخفه‌کن هم اگر گیر آوردی بگیر!

میخواهم وقتی به جرم عشق و انتخاب،

برچسب فاحشه میزنندم

بغضم را در گلو خفه کنم!

یک کپی از هویتم را هم میخواهم

برای وقتی که خواهران و برادران دینی به قصد ارشاد،

فحش و تحقیر تقدیمم میکنند،

به یاد بیاورم که کیستم!

ترا به خدا ... اگر جایی دیدی حقی میفروختند

برایم بخر ... تا در غذا بریزم

ترجیح میدهم خودم قبل از دیگران حقم را بخورم !

سر آخر اگر پولی برایت ماند

برایم یک پلاکارد بخر به شکل گردنبند،

بیاویزم به گردنم ... و رویش با حروف درشت بنویسم:

من یک انسانم

من هنوز یک انسانم

من هر روز یک انسانم!

شعری از غاده السمان شاعر سوری

پیوست : خیلی حال کردم با این شعر .
__________________
نقاش نیستم ... !
اما تمام لحظه‌های بی‌تو بودن را درد میکشم ...
نقاش نیستم ... !
اما همه‌ی عمر خویش را درد کشیدم .
HaDi_PoleStaR offline است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usShare on Facebook
پاسخ با نقل قول
Who Said Thanks:
KING 21 BOY (Monday 1 August 2011), PinkFloyd (Monday 1 August 2011), baharezard (Thursday 28 July 2011), sadafi (Thursday 28 July 2011), Anonymous (Wednesday 27 July 2011), SPINOZA (Wednesday 27 July 2011)
قدیمی Wednesday 27 July 2011, 14:17   #12
Moderator
Adidas Climacool Champion Turkey Shoot Champion flyplane Champion Capture The Flag Champion Run Sam Run Champion Space Runner Champion Toby and Kiki Champion
 
SPINOZA آواتار ها
SPINOZA 1st Lieutenant
 


جنسیت:

تاریخ عضویت: Oct 2008
محل سکونت: یـــــــــــزد
نوشته ها: 9,991
Total 'Thanks' Received by This User :
5 For This Post
8,650 مجموع
سگم مشقامو خورد !!!!

گفتم:«سگم مشقامو خورد،

تا ته ش رو جوید و خورد.»

اما وقتی این بهونه رو آوردم

خانوم معلم سرشو تکون داد.

دیدم اوضاع داره خیط می شه.

دلم نمی خواست رفوزه بشم.

واسه همین امونش ندادم

و دنبال داستانو گرفتم:



«قبل از اینکه بخورتش

دفترمو برداشت و انداخت تو قابلمه.

بعد قاطی آبگوشت انقدر پختش

تا حسابی داغ داغ شد.



یادداشتای علومم رو

با تخم مرغ و ژامبون خورد شده هم زد و تفت داد

و با املای سرخ شده کلمات

و چیپس تزیینش کرد

بعد رفت سراغ دفتر حسابم

برش داشت و یه کم سرخش کرد

هر دو تا خلاصه کتابامو هم کباب کرد

کنارشم ترشی گذاشت.



وقتی داشت آش مشق درست می کرد

یه پیش بند سگی بسته بود.

وقتی هم اعتراض کردم بهم پارس کرد.

هیچ کاری از دستم بر نمی اومد.»



خانوم معلم ابرواشو تو هم کشید و پرسید:

«کلاه آشپزی سگی هم سرش بود؟»

گفتم:«آره که بود. اگه برش می داشتی

با خشم خرخر می کرد.»



خانوم معلم اخماش رفت تو هم

اما من فوری ادامه دادم:

«بعدشم روش حسابی سس ریخت

و گفت به به چه خوشمره س.»



خانوم معلم با عصبانیت گفت:

«یه سگ سخنگو که دوست داره آشپری کنه، هان؟»

بعد منو فرستاد دفتر.

یعنی همینجایی که الان نشسته م.



گمون کنم اشتباه بزرگی کردم

که اون حرفا رو به خانوم معلم زدم.

چون من اصلا سگ ندارم
مشقامو هم گربه خورد!


-شل سیلور استاین-
__________________
Life is funny
SPINOZA offline است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usShare on Facebook
پاسخ با نقل قول
Who Said Thanks:
KING 21 BOY (Monday 1 August 2011), PinkFloyd (Monday 1 August 2011), baharezard (Thursday 28 July 2011), sadafi (Thursday 28 July 2011), Anonymous (Wednesday 27 July 2011)
قدیمی Wednesday 27 July 2011, 14:56   #13
Moderator
 
Anonymous آواتار ها
Anonymous 2nd Lieutenant
 


جنسیت:

تاریخ عضویت: Apr 2010
نوشته ها: 1,984
Total 'Thanks' Received by This User :
4 For This Post
3,183 مجموع
از روییدن درون من دست بردار

زن

كه زیر پوستم جنگلی انبوه می شوی

كمك كن عادتهای كوچكم را بتو از دست دهم

بوی تنت را

كه از پارچه های پرده ای

طبقه های كتابخانه

و بلور گلدانهاست

كمك كن

نامی را كه در مدرسه داشتم بیاد آورم

كمك كن

شكل شعر هایم را بیاد آورم

پیش از آن كه شكل تو شوند

كمك كن

زبانم را باز گردانم

كه مفرداتش را به اندازه تو دوختم

و جز بر تن تو بر تن هیچ زنی اندازه نیست

نشانم بده كتابی را كه در آن نیستی

گنجشكی كه از مادرش آواز تو را نیاموخته

درختی كه از برگ هایش نباشی

و رودخانه ای كه شیرینی پاهایت را نچشیده باشد



با خودت چه كرده ای ؟

شاهزاده خانمی كه بادها به فرمانت

و بارش باران قد سنبله گندم شماره گل های شقایق

شاهزاده خانمی كه سینه هات آب و هوا را پدید آورد

و جذر و مد از اوست

و كشتی ها بسویش می روند تا خود را

با عاج و شراب و آناناس پر كنند

با خودت چه كرده ای ؟

زن

كه از ریزش كلام تو بر زمین درخت ها می رویید

و از حركت سایه ات بر تنم فواره های آب می شكفت



چرا از سینه ام كوچیدی و بی وطن شدی ؟

از زمان شعرم بیرون رفتی

و زمان سختی بر گزیدی

چرا دوات سبزم را شكستی ؟

كه با آن نقاشیت می كردم ...

و زنی شدی ...

سیاه ...


نزار قبانی
__________________
Anonymous offline است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usShare on Facebook
پاسخ با نقل قول
Who Said Thanks:
KING 21 BOY (Monday 1 August 2011), PinkFloyd (Monday 1 August 2011), baharezard (Thursday 28 July 2011), sadafi (Thursday 28 July 2011)
قدیمی Monday 1 August 2011, 03:40   #14
Registered User
 
PinkFloyd آواتار ها
PinkFloyd Sergeant Major
 


جنسیت:

تاریخ عضویت: Mar 2002
نوشته ها: 15,556
Total 'Thanks' Received by This User :
1 For This Post
4,728 مجموع
اگر برف سفید است، چرا سینه های معشوق من تیره است
......
من گل رز دیده ام، نقاب که از چهره بردارد سفید و قرمز است
اما چنین گلی بر گونه های معشوقم ندیده ام.
عطر هایی هستند با رایحه ی دلپذیر
بیشتر از رایحه ای که معشوق من با خود دارد.
چشمان معشوقه ام بی شباهت به خورشید است
مرجان بسیار قرمز تر از لبان اوست.
من دوست دارم معشوقم حرف بزند ،هر چند می دانم
صدای موسیقی بسیار دلنواز تر صدای اوست.
مطمئنم ندیده ام الهه ای را هنگام راه رفتن
معشوق من اما وقتی راه می رود ، زمین می خراشد.
من اما سوگند می خورم معشوقه ام نایاب است
من نیز مثل هر کس دیگر با قیاسی اشتباه سنجیده ام او را.

ویلیام شکسپیر
PinkFloyd offline است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usShare on Facebook
پاسخ با نقل قول
Who Said Thanks:
sadafi (Monday 1 August 2011)
قدیمی Monday 1 August 2011, 03:44   #15
Registered User
 
PinkFloyd آواتار ها
PinkFloyd Sergeant Major
 


جنسیت:

تاریخ عضویت: Mar 2002
نوشته ها: 15,556
Total 'Thanks' Received by This User :
2 For This Post
4,728 مجموع
تکه‌ای از پارچه‌ی کمیاب برگرفتم
ابریشم سفید که چون ژاله روی برف می درخشید
برایت بادبزنی ساختم از هماهنگی و شادمانی
گرد و بی نقص چون ماه تمام.
با خود به هر جا می روی ببر، در آستین ات آشیان اش ده
آن را بجنبان و نسیم خنکی خواهد وزید.

هنگام که پائیز بازمی‌گردد
و باد شمال گرما را می تاراند
امید دارم آن را
مابین هدایای کهنه
دور نیافکنی و از یاد نبری
بسیار پیش تر از آن که کهنه شود.


بانو پان
Lady P'AN
PinkFloyd offline است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usShare on Facebook
پاسخ با نقل قول
Who Said Thanks:
sadafi (Monday 1 August 2011), KING 21 BOY (Monday 1 August 2011)
قدیمی Monday 1 August 2011, 03:45   #16
Registered User
 
PinkFloyd آواتار ها
PinkFloyd Sergeant Major
 


جنسیت:

تاریخ عضویت: Mar 2002
نوشته ها: 15,556
Total 'Thanks' Received by This User :
3 For This Post
4,728 مجموع
شبنم روی برگ سیر
اندکی پس از طلوع خورشید رفته است
شبنمی که این صبح بخارشد
سپیده دم فردا دوباره فرو خواهد نشست
انسان می میرد و چون مرد رفته است
هرگز آیا هیچ رفته ای را باز گشتی بوده است؟


تین هونگ
T'ien Hung
PinkFloyd offline است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usShare on Facebook
پاسخ با نقل قول
Who Said Thanks:
baharezard (Tuesday 2 August 2011), sadafi (Monday 1 August 2011), KING 21 BOY (Monday 1 August 2011)
قدیمی Monday 1 August 2011, 03:47   #17
Registered User
 
PinkFloyd آواتار ها
PinkFloyd Sergeant Major
 


جنسیت:

تاریخ عضویت: Mar 2002
نوشته ها: 15,556
Total 'Thanks' Received by This User :
2 For This Post
4,728 مجموع
خوابیده است

هرچند که اقبال غریب‌اش را تمام زیست

و مُرد

از آن هنگام

که فرشته‌اش را کنارش ندید!

مرگ‌اش ساده اتفاق افتاد

آن‌گونه

که شب

به هنگام رفتن ِ روز

اتفاق می‌افتد.


سنگ نوشته ی ژان وال ژان
PinkFloyd offline است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usShare on Facebook
پاسخ با نقل قول
Who Said Thanks:
sadafi (Monday 1 August 2011), KING 21 BOY (Monday 1 August 2011)
قدیمی Tuesday 6 March 2012, 11:01   #18
Registered User
 
baharezard آواتار ها
baharezard Master Sergeant
 


جنسیت:

تاریخ عضویت: Sep 2006
محل سکونت: توی دست پاییزی باد
نوشته ها: 1,850
Total 'Thanks' Received by This User :
0 For This Post
2,517 مجموع
عشق پشت چراغ قرمز نمی‌ماند!

اندیشیدن ممنوع!

چراغ، قرمز است..

سخن گفتن ممنوع!

چراغ، قرمز است..

بحث پیرامون علم دین و

صرف و نحو و

شعر و نثر، ممنوع!

اندیشه منفور است و زشت و ناپسند!

از لانه‌ی مهر و موم شده‌ات

پا فراتر نگذار

چراغ، قرمز است..

زنی را.. یا كه موشی را مشو عاشق!

عشق ورزیدن، چراغش قرمز است

مرموز و سرّی باش..

تصمیم خود را با مگس هم در میان مگذار

بی‌سواد و بی‌خبر باقی بمان!

شركت مكن در جرم فحشا یا نوشتن!

زیرا كه در دوران ما،

جرم فحشا، از نوشتن كمتر است!

اندیشیدن درباره‌ی گنجشكان وطن

و درختان و رودها و اخبار آن، ممنوع!

اندیشیدن به آنان كه به خورشید وطن تجاوز كردند

ممنوع!

صبحگاهان، شمشیر قلع و قمع به سویت می‌آید،

در عناوین روزنامه‌ها،

در اوزان اشعار

و در باقیمانده‌ی قهوه‌ات!..

در بر همسرت استراحت نکن،

آنها كه صبح فردا به دیدارت می‌آیند،

اكنون زیر "كاناپه" هستند!..

خواندن كتاب‌های نقد و فلسفه، ممنوع!

آنها كه صبح فردا به دیدارت می‌آیند،

مثل بید در قفسه‌های كتابخانه کاشته شده‌اند!

تا روز قیامت از پاهایت آویزان بمان!

تا قیامت از صدایت آویزان بمان

و از اندیشه‌ات آویزان باش!

سر از بشکه‌ات بیرون نیاور

تا نبینی چهره‌ی این امت تجاوز شده را..

اگر روزی بخواهی نزد پادشاه بروی

یا همسرش

یا دامادش

یا حتی سگش - كه مسئول امنیت كشور است

و ماهی و سیب و كودكان را می‌خورد

و گوشت بندگان را نیز-

باز، می‌بینی چراغ، قرمز است!

یا اگر روزی بخواهی

وضع هوا را ...و اسامی درگذشتگان را

و اخبار حوادث را بخوانی،

باز، می‌بینی چراغت قرمز است!

یا اگر روزی بخواهی

قیمت داروی تنگی نفس

یا كفش بچگانه

یا قیمت گوجه فرنگی را بپرسی،

باز، می‌بینی چراغت قرمز است.

یا اگر روزی بخواهی

صفحه‌ی طالع بینی را بخوانی،

تا بخت خود را پیش از پیدایش نفت

و پس از اكتشاف آن بدانی،

یا بدانی كه در ردیف چارپایان، جایگاه تو كجاست،

باز، می‌بینی چراغت قرمز است!

یا اگر روزی بخواهی

خانه‌ای مقوایی بیابی تا تو را پناه دهد،

یا در میان بازماندگان جنگ، بانویی بیابی تا تسلایت دهد،

یا یخچال كهنه‌ای پیدا كنی..

باز.. می‌بینی چراغت قرمز است.

یا بخواهی در كلاس از استاد بپرسی:

چرا اعراب امروزی با اخبار شكست‌ها تسلا می‌یابند؟

و چرا عرب‌ها مثل شیشه در هم می‌شكنند؟...

باز می‌بینی چراغت، قرمز است..

با گذرنامه عربی سفر نكن!

دیگر به اروپا سفر نكن

زیرا - چنان كه می‌دانی- اروپا جای ابلهان نیست..

ای وانهاده!

ای بی‌هویت!

ای رانده شده از همه‌ی نقشه‌ها!

ای خروسی که غرورت زخم خورده!

ای كه كشته شده‌ای، بی هیچ جنگی!

ای كه سرت را بریده‌اند، بی آن كه خونی بریزد..

دیگر به دیار خدا سفر نكن

خدا، بزدلان را به حضور نمی‌پذیرد...

با گذرنامه‌ی عربی سفر نكن..

و مثل موش كور، در فرودگاه‌ها منتظر نمان!

زیرا چراغت قرمز است..

به زبان فصیح نگو

که مروانم

عدنانم

سحبانم

به فروشنده‌ی موبور "هارودز"

نام تو برایش مفهومی ندارد

و تاریخ تو

تاریخی دروغین است، سرورم!

در "لیدو" به قهرمانی‌هایت افتخار نكن

كه سوزان

و ژانت

و كولت

و هزاران زن فرانسوی دیگر،

هرگز نخوانده‌اند

داستان "زِیـْر" و "عنتر" را

دوست من!

تو خنده‌آور به نظر می‌رسی

در شب‌های پاریس.

پس فورا به هتل برگرد،

چراغ، قرمز است!

با گذرنامه‌ی عربی سفر نكن

در مناطق عربی نشین!

كه آنان به خاطر یك ریال، می‌كُشندت

و شب هنگام، وقتی گرسنه می‌شوند، می‌خورندت!

در خانه‌ی حاتم طائی مهمان نشو،

كه او دروغگو و متقلب است

مبادا صدها كنیز و صندوقچه‌ی طلا

فریبت دهد..

دوست من!

شب‌ها به تنهایی نزن پرسه

میان دندان‌های اعراب...

تو برای ماندن در خانه‌ی خود هم محدودیت داری

تو در قوم خود هم ناشناسی!

دوست من!

خدا عرب‌ها را بیامرزد!!



نزار قبانی
baharezard offline است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usShare on Facebook
پاسخ با نقل قول
پاسخ

ابزارهای موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال