MeetLand Forums
 

ثبت نام فوری
نام کاربری: گذرواژه: تکرار گذرواژه: ایمیل: تکرار ایمیل:
  موافقم با قوانین سایت 

پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع
قدیمی Wednesday 25 November 2009, 17:16   #1
Registered User
Fishing the Sea Champion Mumu Champion Smaugs Treasure Champion Starcastle Champion
 
nightmare آواتار ها
nightmare Sergeant Major
 


جنسیت:

تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: Down Alsavljen
نوشته ها: 2,973
Total 'Thanks' Received by This User :
3 For This Post
4,117 مجموع
به چه دليل دانشجويان در طی سالهای تحصيل به همديگر علاقه مند می شوند؟

دلايل بسياري را جهت علاقمندي دانشجويان به يکديگر در حين تحصيل مي توان ذکر کرد. اين مبحث در ازدواج دانشجويي بسيار مهم مي باشد. با توجه به عدم موفقيت در درصدي از ازدواج هاي دانشجويي ، دانستن چگونگي اين روند علاقه مندي ، ضروري به نظر مي رسد. مهم ترين عوامل زمينه ساز اين علاقه مي تواند موارد زير باشد :

رويارويي فراوان
در تحقيقات مشخص شده است که گاهي صرف نمايش مکرر يک محرک معين، رفته رفته نگرش خويشاوندتري نسبت به آن پديده به وجود مي آيد. شايد ديدن مداوم و طولاني دانشجويان در طي تحصيل يکي از دلايل به وجود آمدن علاقه بين دانشجويان باشد. کلاسهاي مکرر، آزمايشگاههاي دروس عملي، گردشهاي علمي، نشستهاي دوستانه جهت حل مشکلات درسي و يا يک ورودي خاص از عوامل اين علاقه مي تواند به شمار روند.در يک پژوهش، آزمايندگان دو موقعيت آزمايشي فراهم آورند. بدين گونه که يک گروه از آزمودنها، يک عکس واحد را هفته اي يک بار مي ديدند و هر بار صاحب آن را ارزشيابي مي کردند. در موقعيت دوم، آزمودينها هر هفته يک عکس متفاوت را مي ديدند و آن را ارزشيابي مي کردند. همچنين هر هفته از آزمودنيها خواسته مي شد که بگويند اگر قرار باشد با مرد صاحب عکس ديدار کنند، تا چه اندازه ممکن است به وي علاقمند گردند. به گواهي اين بررسي، آنهايي که همان مرد را هر هفته مي ديدند، همچنان که وي برايشان آشناتر مي شد، بيشتر به او دلبسته مي شدند و ارزشهاي وي را نيز بيشتر با ارزشهاي خودشان همانند مي يافتند.اين يافته همچنين گوياي آن است که ما غالباً کساني را که به آنها علاقمنديم، داراي نگرشها، ارزشها و دلبستگيهاي يکساني نيز با خودمان مي دانيم.

برخورد هم پايه
بسياري از دانشمندان جامعه شناسي و روان شناسي بر اين باورند که برخوردهاي فزاينده اجتماعي مي تواند به دوستي بيانجامد. کساني که يکديگر را بارها و بارها مي بينند، گاهي تنها به همين دليل با يکديگر دوست مي شوند، به ويژه اگر اين برخوردها و ديدارها، ميان افراد هم پايه روي دهد.چرا که فرادستان و فرودستان (مثلاً کارفرمايان و کارگران) چنانچه يکديگر را بيشتر ببينند، همواره به يکديگر علاقمند تر نمي شوند؛ و همراهي و همگامي زيردستان با رؤسايشان لزوماً به دليل همکاري زياد آنها با يکديگر افزايش نمي يابد. براي آن که برخوردها و ديدارهاي افراد و گروههاي گوناگون به دوستي بيانجامد، غالباً آنها بايد با گونه اي برابر و هم شأن گرد هم آيند.

برخورد خوشايند
چنانچه ديدارها و برخورد افراد با يکديگر با تعاملهاي خوشايند همراه باشد، احتمال دلبستگي آنان با يکديگر افزايش مي يابد.دو محقق اجتماعي به نام اينسکو و ويلسون چند دانشجو را در گروههاي سه نفره گردهم آوردند و از افراد هر گروه خواستند در حالي که هر بار يکي از آنها ساکت است، دو نفر ديگر در باره خودشان حرف بزنند. بدين گونه که نفر اول و دوم در برابر نفر سوم با يکديگر آشنا مي شدند و سپس نفر دوم و سوم در برابر نفر اول با يکديگر سخن مي گفتند. اين سه تن همگي به يک اندازه در برابر هم قرار مي گرفتند و همگي اطلاعات يکساني در باره يکديگر به دست مي آوردند. با اين همه ، هنگامي که آنان ميزان علاقه مندي خود را به دو نفر ديگر گروه سه نفره شان درجه بندي کردند. به کسي که با وي سخن گفته بودند، بيشتر دلبستگي نشان دادند تا به ديگري. ظاهراً ارتباط متقابل با اين فرد به خصوص، به علاقمندي بيشتري به وي مي انجاميد.

نزديکي (مجاورت)
افرادي که نزديک هم زندگي يا کار مي کنند، گاهي به دليل همين نزديکي محل کار يا زندگي و نيز احتمالاً داشتن کارها يا خانه هاي نسبتاً يکسان يا خوابگاههاي مشابه، ممکن است به نگرشها و احساس سرنوشت کم و بيش يکساني دست يابند و اين نيز مي تواند تا اندازه اي بر دلبستگي ميان آنان به هنگام برخورد با يکديگر کارگر افتد. همچنين پژوهشهاي اجتماعي بسيار گوياي آن است که کساني که نزديک يکديگر کار، زندگي يا تحصيل مي کنند و در نتيجه احتمالاً بيشتر همديگر را مي بينند، امکان دوست شدنشان افزايش مي يابد.

تداعي با رويدادهاي خوشايند
برخوردهاي اجتماعي و پرآشنايي بيشتر، تنها سرچشمه هاي ناآگاهانه پيدايش دوستيها نيستند. چرا که گاهي صرفاً به دليل حضور اتفاقي کسي به هنگام رخدادي خوب و خوشايند، نگرشهاي ما نسبت به وي دوستانه مي شود. براي نمونه، چنانچه آموزگاران با برخي از کودکان بيش از اندازه مهرباني کنند، اين کودکان به ديگر همکلاسان خود بيشتر علاقمند مي شوند؛ گويا تنها از آن رو که اين همکلاسان به هنگام روي دادن آن رفتار خوشايند در آنجا بوده اند.افزون بر اين، شادي و سرزندگي ما دلايل ديگري نيز مي تواند داشته باشد؛ همچون بودن در يک محيط خوشايند و آرام بخش که از نظر مادي و ظاهري جالب و زيبا باشد. در اينجا هم احتمالاً نگرشمان به ديگران خوش بينانه تر مي شود، در برابر آنان و رفتارهايشان کمتر سخت گيري مي کنيم، با گشاده رويي به سخنانشان گوش فرا مي دهيم و سرانجام آن که حتي ممکن است تا اندازه اي به آنها دلبستگي يابيم. شنيدن نواهاي خوش آهنگ، بوهاي دلپذير، خوردن غذاهاي خوشمزه و روي هم رفته هر آنچه که خوشايند و لذتبخش است، گاهي مي تواند ديگران را در نظر ما دوست داشتني بنماياند و کمابيش ما را به جهان و زندگي خوش بين تر و اميدوارتر سازد. در اين موارد روحيه اي خوش بينانه در ما پديد مي آيد که انديشه ها و نگرشهاي خوشايند را بر مي انگيزد. اين انديشه هاي خوشايند نيز بر ارزيابي ما از ديگران کارگر مي افتد و آنان را هم تا اندازه اي خوشايند مي بينيم؛ تا آنجا که ممکن است نگرشهاي خوشايند ما در باره ديگران حتي با کاهش يا ناپديد شدن عوامل شادي آفرين و روحيه خوش بيني همچنان تا مدتها بر جاي بماند.


مکمل داشتن
يکي از مفاهيم رايج در بررسي روابط نزديک، نياز به مکمل داشتن است. براي نمونه، بسياري گمان مي کنند که اگر نيازها و خواستهاي يک زوج بيشتر هماهنگ باشد تا همانند، رابطه آنان خوشايندتر خواهد بود. مثلاً در رابطه يک مرد لافزن و سلطه جو با يک زن آرام و تسليم پذير، چون مرد مي تواند نياز به خودستايي و برتري جويي خود را برآورده سازد و همزمان با آن نيز زن نياز به تسليم شوندگي خود را، خواستهاي اين دو با هم در مي آميزد و آنان ظاهراً شادتر از زن و شوهر خواهند بود که هر دو سلطه طلبند.از طرفي پژوهشهاي بيشتر گوياي آن است که چنانچه نيازها و ارزشهاي دوستان با زنان و شوهران بيشتر موافق باشد تا مخالف، روابط آنان رو هم رفته بهتر خواهد بود. چرا که اين گونه هماننديها غالباً به درگيري و کشمکش مي انجامد. بلکه اگر انسان به چيزهاي يکساني ارج نهند، ديدگاه کمابيش همانندي درباره زندگي داشته باشد و از شيوه هاي رفتاري نسبتاً مشابهي پيروي کنند، احتمالاً شادتر خواهد بود.به گواهي بسياري از بررسيها، خشنود کننده ترين روابط معمولاً از آن دوستان يا زن و شوهراني است که داراي دلبستگيهاي يکسان و نگرشها و ارزشهاي همانند و حتي زمينه و پايگاه اجتماعي يگانه يا دست کم نزديک به هم باشند. بدين سان، اگرچه افراد ممکن است براي مکمل داشتن در نيازها و برخي ويژگيهاي خود به سوي يکديگر کشيده شوند، اما بررسيها روي هم رفته نشان مي دهد که همانندي غالباً مهم تر است تا مکمل داشتن.
__________________
.
.
.
من از نهايت تاريكي و از نهايت شب حرف ميزنم
اگر به خانه من آمدي
براي من اي مهربان چراغ بياور
و يك دريچه كه از آن
به ازدحام كوچه خوشبخت بنگرم


-----------------------------------

خط گنگ سرنوشت من كجا ، با كدوم قصه به آخـــــر ميرسه ؟
ديگه از تكرار بودن خسته ام ، كي شب رفتن من سر ميرسه ؟
nightmare offline است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usShare on Facebook
پاسخ با نقل قول
Who Said Thanks:
Radmehr (Monday 30 May 2011), AVA.ABC (Wednesday 10 February 2010), ABBAS (Wednesday 10 February 2010)
قدیمی Wednesday 25 November 2009, 17:21   #2
Registered User
 
Steve آواتار ها
Steve 1st Lieutenant
 


جنسیت:

تاریخ عضویت: Jun 2004
نوشته ها: 6,518
Total 'Thanks' Received by This User :
0 For This Post
12,439 مجموع
این حرفا رو این روانشناساو اینا می زنن که دانشجو ها تا دانشگاهشون تموم نشده یه زنی شوهری چیزی پیدا کنن دست خالی نرن. چون اگه دانشگاه دیگه تموم شه دیگه خبری از ازدواج و اینا نیست
Steve offline است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usShare on Facebook
پاسخ با نقل قول
قدیمی Wednesday 10 February 2010, 23:06   #3
Registered User
 
ABBAS آواتار ها
ABBAS 1st Lieutenant
 


جنسیت:

تاریخ عضویت: Dec 2003
نوشته ها: 6,152
Total 'Thanks' Received by This User :
2 For This Post
12,377 مجموع
كاملا درسته مقاله جالبي بود. انصافا خوب بود


يه مطلبم من اضافه مي كنم.
ما ايراني ها خيلي از فقر عاطفي رنج مي بريم با اينكه خانواده هاي ايراني محبت زيادي به فرزندانشون مي كنن ولي انگار بازم اينا كافي نيست. توي ايران دختر و پسر رو از هم جدا مي كنن و ارتباطشون رو خيلي محدود مي كنن و اين نياز عاطفي ارضاء نشده باقي مي مونه و وقتي جوون پا به محيط بازتري مثل دانشگاه ميذاره ميخواد تمام كمبود هاي عاطفي شو جبران كنه اينجاس كه هرچي دم دستش بياد به چشمش زيبا و دوست داشتني و كامل جلوه مي كنه.
به تعبير يكي از دوستان. درست مثل آدم تشنه اي كه وقتي كف خيابون آب كثيف و لجن آلودي رو مي بينه به طرفش حمله ور ميشه تا با ولع تمام اونو بخوره.
__________________
حدیث از مطرب و می گوی و راز دهر کمتر جوی
که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را
ABBAS offline است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usShare on Facebook
پاسخ با نقل قول
Who Said Thanks:
Radmehr (Monday 30 May 2011), nightmare (Thursday 11 February 2010)
پاسخ

ابزارهای موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال